آیا برای یادگیری موسیقی دیر است؟
شاید این پرسش بسیاری از بزرگسالان باشد که آیا یادگیری موسیقی محدوده سنی خاصی دارد؟ آیا هنوز فرصت برای نواختن ساز مورد علاقهمان وجود دارد؟ و اگر محدودیتی هست، چیست و چگونه است؟
گرچه باور کلیشهای در رابطه با یادگیری موسیقی این بوده است که اگر در کودکی یادگیری آغاز نشود، دیگر قادر به یادگیری این مهارت نخواهیم بود. اما مطالعات و تجربیات فراوان در این مسیر، امروزه خلاف این مطلب را اثبات کرده است. بسیاری از نوازندگان خوب دنیا، یادگیری موسیقی را از سنین بزرگسالی و حتی میانسالی آغاز کردهاند و نشان دادهاند که هیچ چیز غیرممکن نیست.
از جمله این افراد میتوان به مارگو تورنینگ، بورلی تسوایین و سوزان شاند اشاره کرد که به ترتیب یادگیری درام، پیانو و هارپسیکورد را در سنین 70، 50 و 57 سالگی آغاز کردهاند و حتی خانم لنا اشول، استاد پیانو دانشگاه انتاریو، در 42 سالگی شروع به یادگیری این ساز نموده است.
اگر بخواهیم نظر متخصصان را بدانیم، مهمترین تفاوت مغز بزرگسالان و کودکان در نحوه شکلگیری سلولهای مغزی آنهاست. از آنجا که در کودکان، سلولهای مغزی و ارتباطات سلولی هنوز بهطور پیوسته در حال رشد و تشکیل هستند، در هنگام یادگیری یک مهارت جدید مثل موسیقی، گروهی از این سلولها بهصورت تخصصی رشد میکنند و شکل میگیرند که به معنی وجود یکسری سلولهای تخصصی نواختن ساز یا موسیقی در مغز آن فرد در آینده خواهد بود. در بزرگسالان تولید سلولهای جدید اگرچه همچنان ادامه دارد، اما روند کندتری مییابد و از طرفی شکلگیری اتصالات خیلی کمتر انجام میشود و برای یادگیری یک مهارت جدید مثل موسیقی، نیاز است تا سیناپسها یا اتصالات مغزی را با تمرین و تکرار ایجاد کرد. به همین دلیل در مقایسه با کودکان، بزرگسالان نیازمند صرف زمان، تکرار، تمرین و پشتکار بیشتری برای یادگیری موسیقی میباشند. اما آیا این دلیل کافی است تا برای همیشه با یادگیری موسیقی یا هنر مورد علاقهمان خداحافظی کنیم؟ قطعا خیر.
شاید بتوان گفت این واقعیت قابل انکار نیست که شاید یک بزرگسال که یادگیری را تازه شروع کرده است، نتواند الزاما به سطح کسانی برسد که از کودکی آغاز به یادگیری موسیقی کردهاند، اما با اطمینان میتوان گفت که همچنان این قابلیت به میزان قابل توجهی درهمه افراد و سنین وجود دارد که به سطح متوسطی از این مهارت رسیده و حتی با فراهم آوردن شرایط مناسب بتوانند به یک فرد حرفهای در این هنر تبدیل شوند.
چرا کودکان سریعتر یاد میگیرند؟
از جمله دیگر دلایلی که کودکان پیشرفت چشمگیرتری در یادگیری موسیقی دارند، میتوان به این موارد اشاره کرد:
- انگیزه دادن به آنها آسانتر است.
- کودکان مشغله ذهنی و مسئولیتهای کمتری دارند.
- پدر و مادرها مدام در حال پیگیری و تشویق آنها هستند.
- و از همه اینها مهمتر اینکه: بچهها توقع پایینتری از خود دارند و به شکست عادت دارند.
چه عواملی سد راه بزرگسالان است؟
جالب است بدانید که مهمترین عاملی که باعث به تعویق انداختن یادگیری موسیقی در بزرگسالان میشود "ترس از شکست" است. چرا که اغلب بزرگسالان در یک یا چندین زمینه متخصص و ماهر هستند و این حس رقابتجویی و توقع بالا، مانع میشود تا در زمینهای که مهارت و تخصصی ندارند، در ابتدا خود را ناکارآمد، کم توان ببینند و بپذیرند که با تلاش و پشتکار کافی بتوانند به سطحی که دیگران با طی این مسیر از سنین کمتر شروع کردهاند برسند. البته نباید قضاوت خانواده و اطرافیان را هم در این زمینه نادیده گرفت. چرا که متاسفانه اغلب تصور میشود که یک بزرگسال باید زمان و هزینه خود را در راهی صرف کند که الزاما بتواند روزی در آن عالیترین باشد.
از طرفی رسیدن به حد استادی با شروع از این سن، اگرچه امری غیرممکن نیست، اما بهتر آن است که واقع بین باشیم و با توجه به شرایط سنی و فیزیکی خود، اهدافمان را تنظیم کنیم. البته باید امیدوار باشیم و دست از تلاش برنداریم. اغلب بزرگسالانی که یادگیری را با تمرین کافی، اشتیاق و بدون هدفِ عالی بودن و استاد شدن شروع میکنند، نتایج بسیار بهتری میگیرند و حتی به حد اجرا در کنسرتها و یا تدریس میرسند.
نکات مثبت یادگیری موسیقی در بزرگسالی چیست؟
یادگیری موسیقی در بزرگسالی اگرچه سختیهایی دارد، اما مزیتهایی هم دارد. از جمله اینکه برخلاف کودکان، بزرگسالان با وجود تجربه بیشتر و دانش گستردهتر و دید متفاوتی که به مسائل دارند، میتوانند مسیر یادگیری را با صبر و پشتکار بیشتری طی کنند و اغلب تحلیل عمیقتری از علوم تئوری و عملی در این رشته داشته باشند. جالب است بدانید که تجربه مدرسین این حوزه نشان میدهد که هنرجویان بزرگسال حتی ارتباط احساسی بسیار بهتری با موسیقی کلاسیک برقرار میکنند.
علاوه بر همه اینها تاثیری که یادگیری موسیقی و بهطور کلی هر مهارت جدید در سنین بزرگسالی دارد، باعث فعالیت بیشتر سلولهای مغزی میشود و جلوی از بین رفتن آنها را در کهنسالی میگیرد. همینطور فراموش نکنیم که موسیقی یک تنوع سالم در جهت کاهش استرس است و میتواند عملکرد شناختی را در افراد افزایش دهد. اگر شما پدر یا مادر هستید، یادگیری یک مهارت جدید با تلاش و شجاعت و استقامت، بهترین راه برای تشویق و ایدهآلترین الگو برای فرزندانتان در جهت سوق دادن آنها به سمت یادگیری موسیقی است.
از کجا شروع کنیم؟
بعد از تصمیم به شروع یادگیری موسیقی، پیدا کردن معلمی دلسوز و با مهارت، گام بسیار تعیین کنندهای است تا بتوان اطمینان داشت که هم پای شما در طی این مسیر پیش بیاید و علاقه و انگیزهتان را روز به روز افزایش دهد.
در این مسیر لازم است به چند نکته توجه کنید:
- مهمترین نکته قبل از شروع یادگیری این است که سبک موسیقی مورد علاقهتان و همینطور ساز مناسب با شیوه زندگی و شرایط خودتان را در آن سبک انتخاب کنید و یا در این مسیر از یک متخصص کمک بگیرید.
- سعی کنید تمرکز خود را افزایش دهید و ترجیحا زمان مشخص و بخصوصی را برای تمرین اختصاص دهید.
- اگرچه برنامهریزی تمرین مهم است، اما گاهی هم نیاز است انعطافپذیر باشید و بپذیرید که همیشه نمیتوان بصورت ایدهآل به تمرین و کارهای روزانه پرداخت.
- تمرینهای طولانی مدت را فراموش کنید. جدا از فشار روی عضلات و مفاصل، به طور کلی بهتر است تا تمرینهای طولانی را به زمانهای کوتاهتر تقسیم کنید تا دقت و انرژی کافی برای ادامه مسیر حفظ شود.
- واقع بین باشید. شاید شما هرگز نتوانید در حد نوازنده مورد علاقهتان ساز بنوازید. اما بی شک با پشتکار خواهید توانست به بهترین سطح خودتان برسید و روی زندگی خود و اطرافیانتان تاثیر گزار باشید.
- به وضعیت جسمی خود دقت نمایید و برای جلوگیری از صدمات احتمالی، حتما نحوه درست ایستادن یا نشستن را آموزش ببینید، اجرا کنید و از نرمش و حرکات کششی برای تقویت عضلاتتان غافل نشوید.
- از تکنولوژی استقبال کنید و در جهت یادگیری بهتر از آن بهره ببرید.
